بر خواهش های من لگام زده و گرسنگی و تشنگیم را تا وقار وافتخار بالا برده مگذار توان و استقامتم از نانی تناول کند و یا از شرابی بنوشد که خویشتن ناتوانم را وسوسه می کند بگذار گرسنه بمانم بگذار از تشنگی بسوزم بگذار بمیرم و هلاک شوم پیش از آن که دستی بر آورم و از پیاله ایی بنوشم که تو آن را پر نکرده ای یا از ظرفی بخورم که تو آن را متبرک نساخته ای.
![]()
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 19:13 توسط پری کوچک
|
مطالب پيشين
همینه دیگه زده به سرم
با توام عشق
تولدت مبارک
پیدا کردن عشق
آغاز با زمستون
عشق در پناه او
تبریک به عزیترینم