تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

زیتون آبی
زیتون آبی
پنجره ای نیمه باز
منوي اصلي
درباره وبلاگ
آرشيو
موضوعات
پيوندها
پيوندهاي روزانه
كدهاي اضافه
طراح قالب
( )
تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 20:42 توسط پری کوچک |

همینه دیگه زده به سرم ( )


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 19:15 توسط پری کوچک |

با توام عشق ( )
ای عشق که دستان خداییت

بر خواهش های من لگام زده و گرسنگی و تشنگیم را تا وقار وافتخار بالا برده

مگذار توان و استقامتم

از نانی تناول کند و یا از شرابی بنوشد

که خویشتن ناتوانم را وسوسه می کند

بگذار گرسنه بمانم

بگذار از تشنگی بسوزم

بگذار بمیرم و هلاک شوم

پیش از آن که دستی بر آورم

و از پیاله ایی بنوشم که تو آن را پر نکرده ای

یا از ظرفی بخورم که تو آن را متبرک نساخته ای.

 

 


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 19:13 توسط پری کوچک |

تولدت مبارک ( برای... )

۳۰ بهمن یه فرشته کوچولو ٬ از اون بالا اومد نزدیک زمین شد . یه نفر از این پایین اونو دید و عاشقش شد . به خدا التماس کرد که  اون فرشته رو بهش بده . و خدا حرفشو گوش کرد و فرشترو داد به اون یه نفر . حالا چندین سال از این موضوع میگذره و اون فرشته بزرگ شده . ولی عشقه اون یه نفر به فرشته کم که نشده ٬ تا آسمونا رفته و همه فرشته ها به اون یه فرشته حسودیشون می شه . اون یه نفر منم که خدا توی مهربونو بهم داده. دستش درد نکنه .

۳۰  بهمن هر سال زمین به خودش می باله.


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 18:32 توسط پری کوچک |

پیدا کردن عشق ( )

او پرنیان نوازش بال هایی ظریف را احساس کرد که گرد قلب فروزانش پر پر زنان می چرخیدند ٬ و عشقی بزرگ قلب او را تسخیر کرد ... عشقی که قدرتش ذهن آدمی را از دنیای کمیت و اندازه جدا می کند...عشقی که زبان به سخن میگشاید ٬ هنگامی که زبان زندگی فرو می ماند ... عشقی که همچون شعله کبود فانوس دریایی ٬ راه را نشان می دهد و با نوری که به چشم دیده نمی شود هدایت می کند .


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 18:20 توسط پری کوچک |

آغاز با زمستون ( برای... )

زمستونو دوست دارم چون روزهای با توبودن رو برام تکرار میکنه . سرمای زمستون و گرمای عشقمون تضاد قشنگیه . گلم سالروز یکی شدنمون مبارکت باشه .


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 17:43 توسط پری کوچک |

عشق در پناه او ( )

بدنش ٬همچون ساقه سوسن در نسیم بامدادی می لرزید . نوری که بر دل داشت ٬از چشمانش می تراوید. شرم با زبانش می جنگید ٬تا بر آن سلطه یابد. گفت : هر دوی ما در دست قدرتی پنهان هستیم قدرتی عادل ومهربان . بگذار آن قدرت با ما همان کند که مشیت اوست . 


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 17:36 توسط پری کوچک |

تبریک به عزیترینم ( )
شکوفه های صورتی فدای مهربونیات

سال نو مبارک


+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 17:12 توسط پری کوچک |

( )
روز ۳۰ بهمن زمین به خود می بالد

عزیزم تولدت مبارک


+ نوشته شده در جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 20:4 توسط پری کوچک |

( )

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 23:41 توسط پری کوچک |

من ( )
همین دیروز بود که خودم را ذره ای می پنداشتم که در سپهر زندگی بی هیچ ضرب آهنگی تاب می خوردم . اکنون من میدانم که آن سپهرم وتمامی حیات با اجزایی آهنین در من در جنب و جوشند .

آنها در بیداریشان به من می گویند : تو و دنیایی که در آن زندگی می کنی چیزی نیستید جز دانه شنی که بر ساحل بی انتهای دریایی بی کرانه افتاده اید .

و من در رویاهایم به آنها می گویم :" من آن دریای بی کرانه هستم و همه جهان چیزی نیست جز دانه شنی بر ساحل من".


+ نوشته شده در جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 1:33 توسط پری کوچک |

مادر الهه عشق ( برای... )
زیباترین واژه بر لبان آدمی واژه مادر است . زیبا ترین خطاب "مادر جان" است . مادر واژه ای است سرشار از امید و عشق واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید .  مادرم دوستت دارم
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 1:23 توسط پری کوچک |

( )
دوستان عزیز با عرض شرمندگی

چند ماهی بود که مدیریت وبلاگم کار نمی کرد

نمی دونم چرا ؟

منتظر مطالب جدید باشین


+ نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 13:13 توسط پری کوچک |

تو ( )
من  .......

شما ادامه بدین .


+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 12:52 توسط پری کوچک |

عشق........... ( )
عشق از ژرفای خود هیچ گاه با خبر نمی شود مگر در لحظه جدایی!
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 12:29 توسط پری کوچک |

عشق ........... ( )
خطاست اگر بیندیشیم عشق حاصل مصاحبت دراز مدت

و با هم بودنی مجادلانه است .

عشق ثمره خویشاوندی روحی است و اگر این خویشاوندی

در لحظه ای تحقق نیابد در طول سالیان و حتی نسل ها نیز

تحقق نخواهد یافت .


+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 12:26 توسط پری کوچک |

عشق ...... ( )
عشق تنها آزادی دنیاست

زیرا چنان روح را تعالی می بخشد که قوانین بشری

و پدیده های طبیعی مسیر آن را تغییر نمی دهند .


+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 11:59 توسط پری کوچک |

عشق ......... ( )

هنگامی که عشق به شما اشارتی کرد ،از پی اش بروید

هرچند راهش سخت و ناهموار باشد .

هنگامی که با بالهایش شما را در بر می گیرد ،

تسلیمش شوید  . گر چه ممکن است تیغ نهفته در میان

پرهایش مجروهتان کند .

وقتی با شما سخن می گوید باورش کنید ، گر چه ممکن است

صدایش رویاهاتان را پراکنده سازد ،همان گونه که باد شمال

باغ را بی بر می کند .

زیرا عشق همان گونه که تاج بر سرتان می گذارد ،

به صلیبتان می کشد .

همان گونه که شما را می پروراند ، شاخ و برگتان را هرس می کند .

همان گونه که از قامتتان بالا می رود و نازکترین شاخه هاتان را که

در آفتاب می لرزد نوازش می کند ، به زمین می رود و ریشه هاتان را

که به خاک چسبیده اند می لرزاند .

عشق شما را همچون بافه های گندم برای خود دسته می کند .

می کوبدتان تا برهنه تان کند .

سپس غربالتان می کند تا از کاه جداتان کند .

آسیابتان می کند تا سپید شوید .

ورزتان می دهد تا نرم شوید .

آنگاه شما را به آتش مقدس خود می سپارد تا برای

ضیافت مقدس خداوند  نانی مقدس شوید .

 


+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 2:17 توسط پری کوچک |

تقدیم به او که قلبش مانند آب پاک است و زلال : ( )

     

منو کشته اون چشای ناز رنگ کهرباتون

معدن جواهره اون موهای رنگ طلاتون

اینارو ممکن گاهی کس دیگه داشته باشه

یه چیزو هیچکس نداره آره ، موجای صداتون

آسمون با قرص ماهش ، کهکشونم با ستارش

اومدن به قصد تعظیم ، خم شدن زیر نگاتون

دستتون خودبهاره ، دست من خود زمستون

آب کنید غم دستامو ، توی خورشید دستاتون

واسه ما جایی بذارید ، گر چه مارو دوست ندارید

همه ی دنیا فدای اون دل از ما جداتون

گلدونا و طاقچه ها رو شنیدم تنها نذاشتید

فکر کنید یه ذره خاکم ، توی شهر باغچه هاتون

بیرون از خونه که می رید دل من هزار جا می ره

نکنه یه وقت بیفته به یه رهگذر چشاتون

خودتونو که نبینم چاره ایی نیست به جز اینکه

بشینم کنار عکسا در جوار نامه هاتون

دین و ایمون که نذاشتید واسه این دیوونه اما

گاهی که می شکنه قلبش میکنه فقط دعاتون

تا تولد شما شه وقت چندانی ندارم

نمی دونم که چه چیزی بیارم باید براتون

هر چی عشقه با نگینش، آسمونا با زمینش

هر چی خوبه بهترینش ، همشون با هم فداتون

می دونم جسارته که چیزی خواسته باشم اما

من فقط یه چیزی می خوام تا ته دنیا وفاتون

دوست دارید پیشم بمونید ،  دوست دارید منو برونید

بشکنید یا بسوزونید ، من می مونم مبتلاتون

بمونید یا بگریزید ، برای ما که عزیزید

توی این دل شکسته ، خالیه همیشه جاتون

معنی معجزه رو من از شما بلد شدم چون

هر چی که خوبه و زیباست ، داده به شما خداتون

 


+ نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 17:50 توسط پری کوچک |

انسان .... ( )

انسان با ارزش تر از آن است که برای خوردن و آشامیدن زندگی کند و اگر مطلق تصرفات گیاهی و حیوانی را  ترک کند ، فرشته منش می شود . در جهان طبیعت که برگ توت به کارگاه ابریشم راه  پیدا می کند و حریر و پرنیان می شود ، انسان نیز می تواند فرشته و حتی برتر از فرشته ها شود.

 بر گرفته ازکتاب ( زن در آیینه جلال و جمال)  مولف  آ یة الله جوادی آملی

 

 


+ نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 17:44 توسط پری کوچک |

بی بی. ....اثری است از یک پری کوچک : ( )

 دستش را به دیوار تکیه داد و وارد مغازه شد . اصغر آقا جلو آمد و با حالت چاپلوسی همیشگی :

به به  ، صفا آ ووردی . مغازه مارو رو شن کردی .

به کنار چهار پایه رفت و روی آن نشست . نفسی تازه کرد . سلام  مادر .

اصغر آقا شروع به تکه تکه کردن گوشتها شد . صدای وز، وز زنبورها در میان صدای تق ، تق ساتور خون آلود گم شد . نگاهی به روی نیمکت کرد لکه های چربی به چادرش چسبیده بودند . بلند شد .

گوشت را گرفت و پولش را ازگوشه چارقدش در آورد و داد و بدون خداحافظی به بیرون از مغازه رفت.

کوچه باریک بود آب حاصل از ریزش باران تمام آن را پر کرده بود . چادرش تارسیدن به خانه خیس از گل شده بود .  وارد حیاط شد چادرش را به میان حوض انداخت . کبوترها تا چهره اش را دیدند سر و صدا راه انداختند . به کنار قفس آنها رفت گوشت را روی قفس گذاشت و مقداری دانه برای آنها ریخت .

کبریت در جلوی چشمان کم سویش روشن شد و چراغ  سه فتیله را روشن کرد . دیزی آبگوشت را روی آن گذاشت . به سراغ کرسی رفت . کرسی یخ تر از فضای اتاق.

صدای اذان ، برخورد قطره های باران به شیشه و صدای کبوترها آهنگ زیبایی را می نواخت . سجاده را از لب طاقچه بر داشت  . تصویرش را در آیینه دید .

سلام نمازش را که داد به حیاط رفت چادرش هنوز در حوض فیروزه ایی منتظر شستن بود .

کبوتر ها را آزاد کرد ، به دیوار تکیه داد و لبخند زد و روحش به همراه کبوتران به پرواز در آمد .

لطفا  فیلمنامه ، داستان کوتاه ، نقد ، عکس، شعر و دیگر آثار هنری خود را به آدرس zeytooneabi@yahoo.com ارسال تا پس از ارزیابی ، در این اتاق  برایتان پنجره ایی باز شود.

ضمنا  در طول یک ماه پس از نظر خواهی ، اثر برتر شناخته و از آن تقدیر می شود .

 

 


+ نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 17:43 توسط پری کوچک |

دوستی ... ( )

دوستی مسئولیتی شیرین است ، نه یک فرصت .

friendship   is  always a sweet responsibility, never an op portunity .

جبران خلیل جبران

همسفرانم سلام

دوستی واژه ایی است که در گیتی بی همتاست و لبخند زبانی ا ست جهانی که نیازی به ترجمه ندارد . 

پس یک دنیا دوستی و یک بغل لبخند را نثار تمام شما همسفرانم می کنم و از اینکه به اتاق من هم سری زدید متشکرم . دوست دارم  به کمک شما عزیزان از این پنجره نیمه باز ،  رایحه عشق را به تمام فضا بفرستم وگوشه ای ازهنر، این روح متعالی را به دیگران عرضه کنیم . با ارسال مطالب هنری خود به این اتاق  بگذارید  تا دیگران هم از قلم  فکر و ذهن شما استفاده کنند .

بعضی ها می اندیشند کار هنر صرفا تقلید از طبیعت است . اما طبیعت بسیار بزرگترو ظریف تر  از آن است که بتوان از آن تقلید موفقیت آمیزی  کرد. هیچ هنرمندی هرگز نمی تواند حتی کوچکترین دیده های استثنایی ومعجزات طبیعت را در اثر خویش باز نمایی کند . از این گذشته ، در تقلید از طبیعت چه حُسنی وجود دارد ، هنگامی که طبیعت ، آغوش خود را روی همگان گشوده و در دسترس همه کسانی است که می بینند و می شنوند ؟  کار هنری بیشتر فهم طبیعت و آشکار ساختن معناهای آن برای کسانی است که قادر به فهم آنها نیستند . انتقال روح درخت است ، نه تولید چیزی کاملا شبیه درخت . آشکار ساختن ضمیر دریاست ، نه ترسیم موج های کف آلود بی شمار  یا آب های آبی رنگ فراوان .

                     رسالت هنر ، بیرون کشیدن ناشناخته هاست از دل آشنا ترین چیزها. 


+ نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 17:41 توسط پری کوچک |

پری کوچک ( )
 

             من پری کوچک غمگینی را می شناسم که در اقیانوسی مسکن دارد و

             دلش را در یک نی لبک چوبین می نوازد آرام آرام .

             پری کوچک غمگینی که شب از یک بوسه می میرد و سحر گاه با یک

             بوسه به دنیا خواهد آمد .


+ نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1384ساعت 23:43 توسط پری کوچک |

مطالب پيشين


فال عشق

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس